163 مدخل
canned, conserve, preserve
packer
tinned
canned
can, pack, preserve, tin
Spam
کنسرو
کنسرو، از صدمه محفوظ داشتن، کنسرو تهیه کردن، نگه داری کردن
کنسرو گوجه فرنگی
کنسرو شده، حلب کردن، با قلع یا حلبی پوشاندن، در حلب یا قوطی ریختن
کنسرو شده، در قوطی کنسرو شده، مست باده