کنددیکشنری فارسی به انگلیسیcanopy, cumbersome, draggy, dull, heavy, slow, languid, languishing, lazy, leaden, obtuse, shackle, slack, slow-motion, sluggish, stagnant, stiff, tardy
grinsدیکشنری انگلیسی به فارسیگریه می کند، پوزخند، خنده، نیش وا کردن، دام، دام افکنی، خنده نیشی، دندان نمایی، پوزخند زدن
executesدیکشنری انگلیسی به فارسیاجرا می کند، اجرا کردن، اعدام کردن، قانونی کردن، اداره کردن، نواختن، عمل کردن، عمل اوردن، ادا کردن، نمایش دادن