194 مدخل
minimum, rock bottom, skeleton
minimal, minimum
minimize
minimalist
minimalism
کمینه
کمینه شده
به حداقل رساندن، کمینه کردن، کمینه ساختن، دست کم گرفتن، کوچک شمردن
به حداقل رساندن، کمینه سازی، کم انگاری، کوچک شماری