214 مدخل
rags
bat, billy, hammer
chlorinate
cliché, engraving, etching, plate, stereotype
gravure, block
کلینتون
کلینیک، سلول زندان، جلنگ جلنگ صدا کردن، بصدا دراوردن
کلیشه کردن، با کلیشه چاپ کردن، یک نواخت کردن، رفتار قالبی داشتن
کلینولیتیک