145 مدخل
braid, crest, lock, tassel
stigma
clump
doublet
cliché, engraving, etching, plate, stereotype
کلیشه کردن، با کلیشه چاپ کردن، یک نواخت کردن، رفتار قالبی داشتن
کلیدهای، کلید خصوصی، مفتاح، کلیدی که چند قفل را باز کند
کلیشه ای
کلیشه ای، تقلید شده، فاقد نبوغ وابتکار، دارای رفتار قالبی
کلیه سرب