embanksدیکشنری انگلیسی به فارسیکف دست ها، خاک ریزی کردن، بلندی یا پشته ساختن، با خاک یا سنگ محصور کردن
flatfootدیکشنری انگلیسی به فارسیکف پای صاف، مسطح شدن کف پا، پلیس گشتی، از بین رفتن انحناء کف پا، دارای عزم ثابت