86 مدخل
agri-, cultivation
culture
aquaculture
cultivable, cultivatable
مزرعه، باغچه، زمین قابل کشت پیوسته بخانه
کرافت، باغچه، مزرعه، زمین قابل کشت پیوسته بخانه
فضایی، زمین زیر کشت، کشتزار پیوسته بخانه
کشت مخلوط
کشت کن، کشت کردن، زراعت کردن، ترویج کردن، خیش زدن، خیش کشیدن