150 مدخل
draw, elongate, trail, tauten
scrape
conduce
retract
bow
کشیده شدن
ترشحی، کشیده شدنی، نرم، لوله شو، دراز شدنی، قابل کشش، قابل اتساع
تندباد، سفت کننده، کشیدنی، سفت شونده، کشیده شدنی، وخیم شونده
بلند شدن، کشیده شده، دوک وار، دراز