271 مدخل
coquetry, flirtation, ogle, wink
flirt
casualties, casualty, fatality
casualty
loss
کشته شد، مقتول، کشته شده
کاشته شده
کشته شده، کشتن، ذبح کردن، بقتل رساندن، ادمکشی کردن
کشته شدن