کجدیکشنری فارسی به انگلیسیatilt, awry, askew, bent, crisscross, sidelong, lopsided, oblique, side, skew, slant
askanceدیکشنری انگلیسی به فارسیچرت زدن، با چشم حقارت، چپ چپ، کج، از گوشهء چشم، با نگاه رشگامیز، از روی سوءظن
topsدیکشنری انگلیسی به فارسیتاپس، بالا، تاپ، راس، نوک، قله، اوج، فرفره، رو، سر، رویه، تپه، کروک، فرق سر، روپوش، درجه یک فوقانی، فرق، کج کردن
topدیکشنری انگلیسی به فارسیبالا، تاپ، راس، نوک، قله، اوج، فرفره، رو، سر، رویه، تپه، کروک، فرق سر، روپوش، درجه یک فوقانی، فرق، کج کردن، عالی، فوقانی