26 فرهنگ
188 مدخل
همه
دیکشنری
مترادف
طیفی
آزاد
+
همه
دقیق
مشابه
آوا
متن
آغاز
قافیه
جستوجوی دقیق
کارکردن
دیکشنری فارسی به انگلیسی
perform
جستوجوی همآوا
کار کردن
دیکشنری فارسی به انگلیسی
function, labor, operate, run, wear, work, ply
جستوجوی مشابه
کارکردن به طور یکنواخت و ملالت انگیز
دیکشنری فارسی به انگلیسی
plod
کارکردن ساز
دیکشنری فارسی به انگلیسی
play
کارکردن شکم
دیکشنری فارسی به انگلیسی
move
کارکردن گرامافون
دیکشنری فارسی به انگلیسی
play
یکدست کارکردن مزاج
دیکشنری فارسی به انگلیسی
stool
بیشتر
۴۹ واژه مشابه
جستوجوی متن
workmanlikeness
دیکشنری انگلیسی به فارسی
کارکردن
functionalize
دیکشنری انگلیسی به فارسی
کارکردن
functionate
دیکشنری انگلیسی به فارسی
کارکردن
functionalizing
دیکشنری انگلیسی به فارسی
کارکردن
targeteer
دیکشنری انگلیسی به فارسی
کارکردن
بیشتر
۱۲۷ واژه در متن