clamorsدیکشنری انگلیسی به فارسیچالش ها، سر و صدا، بانگ، خروش، فریاد، غوغا، طنین، مصرانه تقاضا کردن، غریو کشیدن
squabblesدیکشنری انگلیسی به فارسیچالش ها، داد و بیداد، ستیزه، بحث، نزا مختصر، جرو و بحث کردن، ستیزه کردن
challengesدیکشنری انگلیسی به فارسیچالش ها، گردنکشی، طلب حق، دعوت بجنگ، رقابت کردن، بمبارزه طلبیدن، سرپیچی کردن