756 مدخل
baste, flog, switch, thrash, trounce
lick, trim
spy
tail
stain
punch
چوب زدن، چوب بر، کسیکه الوار وتیر اره میکند
تغییر کرد، چوب زدن، راه گزیدن، سویچ زدن، جریان را عوض کردن
کشته شد، چوب زدن، چماق زدن
کانینگ، با چوب زدن، باعصا زدن
bastinadoed، چوب زدن