چهرهدیکشنری فارسی به انگلیسیaspect, face, complexion, countenance, faced _, features, look, personality, snoot, visage
faciasدیکشنری انگلیسی به فارسیچهره ها، دایره زنگی، حلقه، گچبری سر ستون، کمربند، بند، هزاره برجسته، لایه پوششی فیبری