quadranglesدیکشنری انگلیسی به فارسیچهارگوشه، چهار گوش، مربع، چهار گوشه، قطعه سربی، چهار دیواری، سیم چهار لای بهم پیچیده عایق
enclosureدیکشنری انگلیسی به فارسیمحفظه، محوطه، ضمیمه، حصار، دیوار، پیوست، حصار کشی، چاردیواری، چینه، چینهکشی، میان بار، چهار دیواری