78 مدخل
blink, flash, scintillate, twinkle, wink
bat
gleam
blink, twinkle, wink
flash
چشمک، چشمک زدن، با چشم اشاره کردن، برق زدن، باز و بسته شدن
چشمک زد، چشمک زدن، با چشم اشاره کردن، برق زدن، باز و بسته شدن
چشمک زدن، برق زدن یا تکان تکان خوردن
چشمک زدن، برق زدن، تاباندن، ناگهان شعله ور شدن، زود گذشتن، خطور کردن