87 مدخل
affix, attach, attachment, fasten, glue, jam, plaster, post, stick
paste
attachable
smack
stamp
piece
چسباندن
چسباندن، جا زدن، بقالب زدن، چیزی را بجای دیگری جا زدن
چسباندن، میخ زدن، ضمیمه کردن، پونز زدن
چسباندن، یخ بستن، ماسیدن، بستن، منجمد کردن، سفت شدن، سفت کردن