conspiredدیکشنری انگلیسی به فارسیتوافق کردند، هم پیمان شدن، سر یکی کردن، توطئه چیدن برای کار بد، در نقشه خیانت شرکت کردن
conspiringدیکشنری انگلیسی به فارسیتوطئه، هم پیمان شدن، سر یکی کردن، توطئه چیدن برای کار بد، در نقشه خیانت شرکت کردن