208 مدخل
pollute
care
filthy
filth
crestfallen, remorseful, sad
پژمرده
پژمرده، لرزه، ارتعاش، لرزیدن، مرتعش کردن
پژواک، کج خلق کردن، ازردن
پژمردن
پژوهشگر