پهنهدیکشنری فارسی به انگلیسیarea, blade, breadth, field, expanse, flat, heatre, surface, sweep, theater, tract
racketsدیکشنری انگلیسی به فارسیراکت ها، راکت، سر و صدا، راکت تنیس، پهنه، جارو جنجال، صدای غیر متجانس، عیاشی و خوشگذرانی، مهمانی پر هیاهو
sheetدیکشنری انگلیسی به فارسیورق، ورقه، صفحه، ملافه، پهنه، فلز ورق، تخته، لت، ورقه کردن، ورق شدن، ملافه کردن