50 مدخل
prideful
slate, stone, tablet
slaty
shale
shale oil
خشونت، بدکاری، شرارت، کار خلاف قانون، بدکرداری
ناکارآمدی، سوء عمل، بدعمل کردن
ناهنجاری، بدشکلی، بدریختی، نقص خلقتی، نا هنجاری
بدبختی
مزدور
پلمب
پلمبوسولفنت
پلمبیک
پلمبرونشیا