583 مدخل
trip
reject, stumble, trip
renunciation
wrong
پشت پا زدن
بالا رفتن، پشت پا، پاشنه جوراب یا کفش، رویه، اغاز
انفجار، پشت پا زدن، رد کردن، لگد زدن
منفجر شد، پشت پا زدن، رد کردن، لگد زدن
چرخش، پشت پا زدن، رد کردن، لگد زدن