fishدیکشنری انگلیسی به فارسیماهی، انواع ماهیان، صید از آب، پشت بند، ماهی گرفتن، ماهی صید کردن، بست زدن به، جستجو کردن
braceدیکشنری انگلیسی به فارسیبند شلوار، تجدید و احیای روحیه، تحریک احساسات، اکولاد، پشت بند، بابست محکم کردن، محکم بستن، در مقابل فشار مقاومت کردن
clampدیکشنری انگلیسی به فارسیگیره، بند، انبرک، پشت بند، با گیره نگاهداشتن، محکم گرفتن، با قید ومنگنه محکم بستن