mindsدیکشنری انگلیسی به فارسیذهنها، ذهن، خاطر، عقل، خیال، ضمیر، خرد، سامان، مشعر، یاداوری کردن، تذکر دادن، مراقب بودن، مواظبت کردن، ملتفت بودن، اعتناء کردن به، تصمیم داشتن، بخاطر آوردن، ذکر