170 مدخل
Latin, Portuguese
orangey, orangy
saffron
Agent Orange
orange
navel orange
پرتقالی قهوه ای
پرتغالی، زبان پرتقالی، اهل کشور پرتقال
نارنجی، پرتقال، نارنج، درخت نارنج، پرتقالی
پرتقال، سبوس، پوست گندم، نخاله
پرتقال، فراوان بودن، بارور بودن، زاییدن