پایادیکشنری فارسی به انگلیسیabiding, durable, enduring, eternal, fixed, immortal, languishing, lasting, long-lived, monumental, perennial, permanent, persistent, resistant, serviceable, st
loose endدیکشنری انگلیسی به فارسیپایان آزاد، انتهای تاریانخ، سر ازاد نخ، چیز استفاده نشده، انتهای شل هر چیزی، ته مانده، باقی مانده
terminatesدیکشنری انگلیسی به فارسیپایان می یابد، خاتمه دادن، پایان دادن، پایان یافتن، منجر شدن، بپایان رساندن، منقضی کردن، فسخ کردن، محدود کردن