پارچهدیکشنری فارسی به انگلیسیacetate, cloth, fabric, flapper, goods, material, stuff, textile, tissue, web, yard goods
tuftدیکشنری انگلیسی به فارسیقاف، ریش بزی، ته ریش، کلاله، دسته، طره، منگوله، ریشه پارچه، طره دار یا پرزدارکردن