8 مدخل
fuddled، گیج کردن، سردرگم وهاج وواج کردن، دائم الخمر بودن
فودلینگ، گیج کردن، سردرگم وهاج وواج کردن، دائم الخمر بودن
فودل، گیج کردن، سردرگم وهاج وواج کردن، دائم الخمر بودن
fuddles، گیج کردن، سردرگم وهاج وواج کردن، دائم الخمر بودن
بلندترین، سفت، وخیم، سخت، کشیده، ناراحت، عصبی وهیجان زده