770 مدخل
woofer
declassify
declassification
diversionary
diversion
divert
وفرل
وفری
چرت زدن، چاق وفربه، ورم کرده، چاق، حباب وار
متخلخل، خلل وفرج دار، پر منفذ
بند ناف، محبت مادر وفرزندی، همبستگی مادر و فرزند