ورمدیکشنری فارسی به انگلیسیedema, inflammation, puffiness, swell, tumescence, tumidity, turgidity, turgidness
tumidدیکشنری انگلیسی به فارسیتودو، اماس کرده، اماسیده، ورم کرده، متورم، ورقلنبیده، باد کرده، پر اب و تاب
tumescentدیکشنری انگلیسی به فارسیtumescent، پر اب و تاب، ورم کرده، اماس کرده، اماسیده، ورقلنبیده، باد کرده