27 مدخل
befoul, besmear, defile, infect, pollute, smear
الودنیزاسیون
آلودگی، الودن، ملوی کردن، سرایت دادن، عفونی کردن
پراکنده، الودن، پاشیدن، ترشح کردن
خرابکاری، الودن، پاشیدن، ترشح کردن
ممنوعه، الودن، اغشتن، الوده کردن، تر کردن، اشباع کردن، جذب کردن