47 مدخل
mother, parent
old lady
doting, infatuated, nut, valet
dote, enamor
bewitch, enchant, enthral, enthrall, infatuate
واله
والیبری
والیبال، گزافه گویی، غرور، ورم، مبالغه، صدای سنگین
والیبال
واله، بافته، تیر افقی، انتخاب کردن، راه راه کردن