monogenicدیکشنری انگلیسی به فارسیتک زایی، دارای یک ریشه واصل، دارای ریشه و اصل مشترک، بوجود امده از یک پدر و مادر
wattlesدیکشنری انگلیسی به فارسیواتلس، ترکه برای ساختن سبد، ترکه، جگن، چپر، نردهگذاری کردن، بستن، پیچیدن