وازدهدیکشنری فارسی به انگلیسیbankrupt, bastard, cheap, cheap-jack, crummy, cull, evacuation, fag end, flash, offal, outcast, reject, second-rate
scumsدیکشنری انگلیسی به فارسیکلاهبرداری، تفاله، سفیدی، کف، پس مانده، طبقه وازده اجتماع، سرجوش، درده گرفتن
scurfدیکشنری انگلیسی به فارسیاسکارلت، شوره سر، سبوسه، پوسته، وازده اجتماع، سعفه، سفیدک زدن، با شوره پوشاندن، زدودن