168 مدخل
cancellation
cancel
actuate, drive
persuasion
constrained
واد، در اب راه رفتن، بهاب زدن، بسختی رفتن
واد، نمد، کهنه، لایی، تودهکاه، توده، کپه کردن، لایی گذاشتن، فشردن
وادنا
وادیس
وادوز