immenseدیکشنری انگلیسی به فارسیعظیم، وسیع، بی اندازه، بیکران، پهناور، کلان، ممتاز، بسیار خوب، گزاف، عالی، عظیم الجثه
immersesدیکشنری انگلیسی به فارسیغوطه ور است، فرو بردن، پوشاندن، غسل ارتماسی دادن، غوطه دادن، زیر اب کردن