1534 مدخل
coeval, contemporary, contemporaneous
even, too, very, yet
equi-, homo-, mate, same
fellow
parallel
contingency
il
Il Duce
معاصر، معاصر بودن، هم عصری
هماهنگ، انطباق، تقارن، همگاهی، هم زمانی، هم عصری، هم اهنگی
هم قابل تغییر است
هم خط
هم زمان، همرو، موافق، متوافق، در یک وقت واقع شونده