1541 مدخل
contour, isomorph
isomorphic
disarray
disarrange
messy
perturbation
il
Il Duce
مخلوط شده، در هم ریختن، بهم امیختن، افشاندن
فضول، در هم ریختن، پریشان کردن، بر هم زدن
فازها، در هم ریختن، پریشان کردن، بر هم زدن
interfusion، در هم ریختن، بهم امیختن
پیگیری، در هم ریختن