53 مدخل
aid, collusion, conspiracy
cahoots
collaborate
complicity
assist, co-operate, collude, connive, cooperate
shill
همکاری، همدستی درجرم، شرکت در جرم
همکاری، همدستی کردن، باهم کار کردن، تشریک مساعی کردن
همکاری کرد، همدستی کردن، باهم کار کردن، تشریک مساعی کردن
همکاری می کند، همدستی کردن، باهم کار کردن، تشریک مساعی کردن