17 مدخل
playmate
costar
partner
favorable, partner, party
partake
participation, peace
بازیگر، همبازی
دوستداران، همبازی، یار، پا، مرد
سازگاری، همسازی، سازش پذیری، دمسازی
هماهنگی، هارمونی، توازن، همسازی، ساز، تطبیق، هم اهنگی