10 مدخل
boggle, dread, panic, scare
agitated, frightened
faze, intimidate
queasy
howsoever
استفراغ، قی کردن، استفراغ کردن، هراشیدن، بر گرداندن
دستگیر می شود، درک کردن، دریافتن، توقیف کردن، بیم داشتن، هراسیدن
دستگیر شد، درک کردن، دریافتن، توقیف کردن، بیم داشتن، هراسیدن
دستگیری، درک کردن، دریافتن، توقیف کردن، بیم داشتن، هراسیدن