حدسدیکشنری فارسی به انگلیسیconjecture, estimate, estimation, guess, guesswork, hunch, judgment, reckoning, supposition, suspicion
insufficienciesدیکشنری انگلیسی به فارسینارسایی ها، نارسایی، عدم کفایت، نابسندگی، کمی، عدم تکافو، عجز، نا توانی
headpieceدیکشنری انگلیسی به فارسیهدست، کلاه، سرصفحه، سرلوحه، هوش، سر، ادراک، ادم باهوش، هر التی که روی سر قرار میگیرد