نومید کنندهدیکشنری فارسی به انگلیسیdiscouraging, dispiriting, frustrating, hopeless, irredeemable, wet blanket
scornدیکشنری انگلیسی به فارسینومیدی، تمسخر، تحقیر، مذمت، حقارت، عار، بی اعتنایی، خردانگاری، خوار شمردن، خردانگاشتن، استهزاء کردن، اهانت کردن