نهاندیکشنری فارسی به انگلیسیcovert, crypto-, dark, hidden, inmost, inner, masked, occult, private, secret, stealthy, subterranean, ulterior, underground, veiled
huggermuggerدیکشنری انگلیسی به فارسیhuggermugger، تنهایی، مطلب محرمانه، درهم و برهمی، پنهانی، مخفی کردن، نهان کردن، پنهان، زیر جلی
disguisingدیکشنری انگلیسی به فارسیمخفی کردن، پنهان کردن، تغییر قیافه دادن، جامه مبدل پوشیدن، نهان داشتن
disguiseدیکشنری انگلیسی به فارسیمخفی کردن، لباس مبدل، تغییر قیافه، پنهان کردن، تغییر قیافه دادن، جامه مبدل پوشیدن، نهان داشتن