13 مدخل
increase, thrive
accretion, development, growth, increase, increment
hotbed
breeding ground
تکامل می یابد، در اوردن، بیرون دادن، گشادن، استنتاج کردن، نمو کردن
تکامل یابد، در اوردن، بیرون دادن، گشادن، استنتاج کردن، نمو کردن
رشد و نمو، نتیجه، حاصل، دارای برامدگی، گوشت زیادی، بر امدگی
جابجایی، نمو مشترک، پیوستگی، رشد با یکدیگر
میزبان متوسط، جانور یا گیاهی که روی انگلی رشد و نمو کند