viewsدیکشنری انگلیسی به فارسینمایش ها، نظر، دید، منظره، نما، نظریه، عقیده، چشم انداز، قضاوت، دیدن، از نظر گذراندن
theatricalizingدیکشنری انگلیسی به فارسینمایش تئاتر، تماشاخانهای کردن، بصورت تاتر در اوردن، بروی صحنه اوردن