141 مدخل
startle
bed, chair, implant, perch, seat, set, sit
instal, install
vibrate
reseat
ناگفته نماند
فرو نشاندن، اطفا، دفع کردن، خاموش کردن
دفع کردن، عقب نشاندن، جلوگیری کردن از، رد کردن، نپذیرفتن، بیزار کردن