36 مدخل
lose
beat
impenetrable, incomprehensible, inscrutable, unknowable
witlessly
misapprehend, mistake, misunderstand
کیلدر
کیدیله
kilderkin، پیمانه ابجو
فتوحات، نفهمی، بیشعوری، حماقت، بی خردی، ابلهی
خرابکاری، درست نفهمیدن، بد فهمیدن
سوء تفاهم است، درست نفهمیدن، تد تعبیر کردن، سوء تفاهم کردن
اشتباهات، درست نفهمیدن، بد فهمیدن
اشتباه متوجه، تصور غلط کردن، درست نفهمیدن، بد فهمیدن