نظریدیکشنری فارسی به انگلیسیabstract, academic, conceptual, didactic, notional, ocular, pure, speculative, subjective, theoretical
theorizedدیکشنری انگلیسی به فارسینظریه پرداز، نگرشگری کردن، استدلال نظری کردن، تحقیقات نظری کردن، فرضیه بوجود اوردن، فرضیهای بنیاد نهادن