نظردیکشنری فارسی به انگلیسیadvice, comment, estimation, eye, opinion, glance, judgment, look, view, mind, notice, notion, position, respect, sight, standpoint, suggestion, theory, viewpoi
surveyدیکشنری انگلیسی به فارسینظر سنجی، بررسی، نقشه برداری، ممیزی، زمینه یابی، بازدید، براورد، مطالعه مجمل، بردید، پیمودن، بازدید کردن، ممیزی کردن، مساحی کردن، بررسی کردن